امید در میان تلخی: موج نوی شبکههای اجتماعی

زهرا نقوی روزهای جادویی ابتدایی اینترنت اجتماعی را به یاد میآورد.
او در اوایل دهه ۱۳۹۰ در میان طرفداران گروههای موسیقی One Direction و دنیای Marvel بزرگ شد. زمانی که مردم عکسهای قهوههای لاته خود را با فیلتر Valencia در اینستاگرام پست میکردند و توییتر هنوز توییتر بود، جایی که مردم برای تبادل جوک و تحلیلهای فرهنگی دور هم جمع میشدند.
اما حالا اینستاگرام پر از اینفلوئنسر است و توییتر تبدیل به X شده، یک تالار گفتگوی دیجیتال با اختلافات سیاسی شدید.
نقوی به خبرنگار گفت: «پلتفرمهایی که برنده شدند، آنهایی بودند که مردم را برای طولانیترین زمان ممکن به اسکرول کردن وادار میکردند، نه آنهایی که بیشترین احساس ارتباط را به آنها میدادند. اکنون فراوانی محتوا وجود دارد اما کمبود شادی.»
اما این روند در حال تغییر است. نقوی بخشی از موج جدید رسانههای اجتماعی است: جوامع آنلاین با تمرکز بر علاقه و گوشه. او در این ماه، از راهاندازی شرکت خود، Lore، سایتی که به طرفداران کمک میکند تا از آخرین اخبار دنیای طرفداری خود مطلع شوند، خبر داد.
به اعتقاد او، کاربران به طور فزایندهای میخواهند زمان کمتری را در سایتهای عمومی مانند فیسبوک، اینستاگرام و توییتر صرف کنند و در عوض به جوامع آنلاینی بپیوندند که متناسب با علایق آنها طراحی شدهاند.
ناتالی دیلون، سرمایهگذار در شرکت سرمایهگذاری Maveron، میگوید که او شاهد افزایش تعداد بنیانگذارانی است که شبکههایی با تمرکز بر علاقه ایجاد میکنند.
دیلون به خبرنگار گفت: «در هسته اصلی، رفتار مصرفکننده در حال سوق دادن از عملکرد به مشارکت است. برای نسل بعدی، جامعه یک ویژگی لایهبندی شده بر روی یک محصول نیست. بلکه خود محصول است.»
او نمونههایی مانند Beli، برنامهای که به کاربران امکان میدهد رستورانهای مورد علاقه خود را با دوستان خود به اشتراک بگذارند، یا Fizz، که افرادی را که به یک کالج میروند به هم متصل میکند، ارائه میدهد. نمونههای دیگر شامل برنامه Co-Star برای ارتباطات طالعبینی یا Partiful است که به افراد امکان میدهد با دوستان خود برای برنامهریزی رویدادها ارتباط برقرار کنند.
اینها نوعی از برنامههای مشارکتی هستند که نقوی میخواهد بسازد – چیزی شبیه به اینترنت اجتماعی اولیه قبل از اینکه “متلاشی و بیروح” شود.
او گفت: «فضاهای گوشهای به افراد اجازه میدهند تا خاص باشند و خود واقعیشان را نشان دهند، بدون اینکه در الگوریتم گم شوند.»
او ادامه داد: نسل قبلی شرکتهای رسانههای اجتماعی از طریق “بیشتر” به موفقیت رسیدند؛ دنبالکنندگان بیشتر، دسترسی بیشتر، سر و صدای بیشتر. اما برخی از بنیانگذاران و کاربران اکنون به این نتیجه متفاوت رسیدهاند – شاید یک برنامه رسانه اجتماعی وجود نداشته باشد که “به چیز بزرگ بعدی” تبدیل شود. بلکه چندین مورد وجود خواهد داشت.
شاید نکته همین باشد.
نقوی گفت: «چیزی که ما آموختهایم این است که عمق مهمتر از وسعت است.»
جوامع آنلاین گوشهای در حال گسترش هستند
البته، گروههای خصوصی مانند سابردیتها، سرورهای Discord و جوامع فیسبوک همیشه وجود داشتهاند. در X نیز، دنبال کردن بسیاری از حسابهای مشابه راهی برای ورود به یک حوزه آنلاین متفاوت بود: به توییتر فناوری یا توییتر سیاهپوستان فکر کنید.
اما الگوریتمهای سایتهای بزرگ، محتوا را برای کاربران با ارائه بیشتر چیزهایی که فکر میکنند میخواهند ببینند، تنظیم میکنند. تولیدکنندگان محتوا نیز بیگناه نیستند و به روندها، موضوعات و بحثها دامن میزنند – هر چیزی که بتواند شهرت را برانگیزد و چشمها را به طور مداوم به کارشان بدوزد.
نقوی گفت: «ما به نقطه اشباع رسیدیم. همه از دیدن اخبار بد و محتوای نمایشی خسته شدهاند.»
به عبارت دیگر، به گفته کلر واردل، دانشیار دانشگاه کرنل که به مطالعه اکوسیستمهای اطلاعاتی معاصر میپردازد، روزهای ساختن سایتهای بزرگ و عمومی مانند فیسبوک به پایان رسیده است.
واردل گفت که کاربران نگران میزان زمانی هستند که آنلاین میگذرانند، تعدیل محتوا، فضاهای بیش از حد سیاسی و دائمی بودن پستهای رسانههای اجتماعی.
طبیعتاً، چند استثنای بارز وجود دارد: TikTok مستقر در پکن، که در سالهای اخیر شاهد رشد چشمگیری در محبوبیت بوده است، به طور خلاصه در ایالات متحده غیرقانونی اعلام شد، زیرا دولت نگران مقیاس نفوذ بالقوه آن بود. حتی Threads فیسبوک نیز از این ماه بیش از 400 میلیون کاربر فعال ماهانه دارد.
اما همه اینها ریشه در چیزی دارند که در حال حاضر به “نسل گذشته” رسانههای اجتماعی تبدیل شده است. واردل، به طور خاص، TikTok را یک سایت “به سبک پخش” نامید.
مایا واتسون، بنیانگذار وبسایت رسانههای اجتماعی Why?! که اخیراً تعطیل شده است، گفت: «این برای تعداد انگشت شماری که عاشق کانون توجه هستند، کارساز است.» او اکنون روی برنامه دیگری به صورت مخفیانه کار میکند. «اکثر مردم برای تولیدکننده شدن ثبت نام نکردند. ما فقط جامعه میخواستیم.»
شبکه اجتماعی Spill متعلق به آلفونزو ترل با تمرکز بر جامعه، موفقیت زیادی کسب کرده است.

Spill به پناهگاهی برای کاربران سیاهپوست X تبدیل شد که در پی افزایش افراطگرایی فرار کردند. ترل گفت که Spill طراحی خود را از صرفاً ارائه محتوا به کاربران به تطبیق آنها با جوامعی که ممکن است مورد علاقه آنها باشد، تغییر داده است.
به عنوان مثال، کسانی که دوست دارند مسابقات WNBA را تماشا کنند، میتوانند به گروهی مخصوص این کار بپیوندند. Spill همچنین بازیهایی مانند Spades – یک عنصر اصلی در جامعه سیاهپوستان – دارد و با نتفلیکس، آمازون و پارامونت برای میزبانی رویدادهای تماشای مشترک به نام “Tea Parties” همکاری کرده است که در آن کاربران میتوانند فیلمها و مسابقات ورزشی را با هم در این برنامه تماشا کنند.
ترول به خبرنگار گفت: «عصر بعدی رسانههای اجتماعی مربوط به بیشترین تعداد دنبالکننده نیست. بلکه مربوط به عمق است؛ کمک به مردم برای یافتن افراد خود.»
بسیاری از کاربران سیاهپوست نیز به Blacksky که توسط رودی فریزر تأسیس شده است، فرار کردند. او با Blacksy در حال ساختن یک شبکه متنباز بر روی همان پروتکل و شبکه توزیع Bluesky است.

بر اساس یک ردیاب آنلاین کاربر که با API Bluesky ساخته شده است، پایگاه کاربر Bluesky در حال حاضر به 40 میلیون نزدیک میشود. واردل این شبکه اجتماعی را نماینده چگونگی جستجوی جوامع آنلاین برای محتوایی متناسب با علایق سیاسی خود خواند، با توجه به گرایش چپگرایانه Bluesky.
اما Blacksky یک قدم فراتر میرود.
این پلتفرم اقلیتها و افراد به حاشیه رانده شده را هدف قرار میدهد و دارای الگوریتمی است که میتواند آزار و اذیت نژادی را فیلتر کند. بر خلاف X، که در آن یک کاربر ممکن است یک فرد نژادپرست را مسدود کند و سپس شخص دیگری را ببیند، کاربران در Blacksky میتوانند هر چیزی را که میخواهند از جدول زمانی خود حذف کنند و یک تجربه رسانه اجتماعی سفارشی ارائه دهند.
فریزر به خبرنگار گفت: «گاهی اوقات به یک صحنه جهانی نیاز دارید. گاهی اوقات فقط یک گوشه دنج با دوستان نزدیک اینترنتی میخواهید که بتوانید کنترل کنید چه کسی چه چیزی را میبیند.»
کاربران مالک دادههای خود هستند و میتوانند تصمیم بگیرند که چنین اطلاعاتی را به جای Bluesky در Blacksky میزبانی کنند و به آنها کنترل بیشتری بر اینکه چه کسی به محتوای آنها دسترسی دارد، بدهند.
فریزر گفت که مردم همچنین به طور مشترک در مورد تصمیمات رای میدهند، مانند اینکه دستورالعملهای جامعه چه باید باشد و آیا به کاربران غیر سیاهپوست اجازه داده شود در جامعه پست بگذارند یا خیر.
فریزر گفت: «تا به حال، مردم مجبور بودهاند، ناخودآگاه یا غیر آن، بین ناخوشایندی فدیورس یا پلتفرمهای بسته که در آن کنترلی ندارند، انتخاب کنند.» (فدیورس شبکه دیگری از خدمات وب اجتماعی باز است که بر روی پروتکل دیگری به نام ActivityPub ساخته شده است.)
فریزر گفت: «ما با پروتکل AT نشان میدهیم که میتوانید یک تجربه کاربری عالی داشته باشید، دوباره در اینترنت اوقات خوبی داشته باشید و در تمام مدت استقلال واقعی داشته باشید.»
سرمایهگذاران نیز روندهای دیگری را دنبال میکنند
هوش مصنوعی نقش بزرگی در کمک به ساخت جوامع اجتماعی گوشهای بیشتر دارد.
آستین کلمنتس، یکی از شرکای مدیریتی در شرکت Slauson & Co.، شاهد استفاده بنیانگذاران از هوش مصنوعی برای ساخت برنامههایی است که ظرافتها را به خوبی درک میکنند، به طوری که از شبکههای اجتماعی گوشهای فراتر رفته و به تجربیات متناسب تبدیل میشوند.
او به خبرنگار گفت: «برنامههای جدیدتر به طور بومی برای خود گوشه ساخته شدهاند و آنها را قادر میسازند تا ابزارها و ویژگیهای مرتبط با آن گوشه را ایجاد کنند. در واقع، برنامههای جدیدتر معمولاً با ابزارها شروع میکنند و بخش اجتماعی را “جامعه” مینامند.»
محصول نقوی دارای یک ابزار هوش مصنوعی است، اگرچه او در مورد جزئیات بیشتر سکوت میکند. محصول او یک موتور جستجو است که به افراد امکان میدهد در سوراخهای اینترنتی پایین بروند. این یک تجربه تعاملی ارائه میدهد، به تئوریهای طرفداران، زمینه فرهنگی و تخم مرغهای عید پاک پیوند میدهد. نمودارهای شخصیسازی شده میسازد، بهروزرسانیهای طرفداران را نشان میدهد و گزارشهای ماهانه درباره وسواسهای آنها به کاربران میدهد.
او گفت: «یکی از آزمایشکنندگان اولیه ما به بهترین شکل بیان کرد: “این مانند ویکیپدیا است – اما اگر ویکیپدیا دقیقاً میدانست من به چه چیزی فکر میکنم” و افزود که کاربرانش او را “مادر لور” مینامند.

امیلی هررا، سرمایهگذار مصرفکننده که در Slow Ventures کار میکرد، گفت که سازندگان، مانند نقوی، اکنون در صندلی جلوی این اکوسیستم رسانههای اجتماعی جدید قرار دارند. او گفت که سازندگان در حال دور شدن از مشارکت در اکوسیستم “پخش” هستند تا در عوض محیطهایی را ایجاد کنند که در آن به عنوان مالک فعالیت میکنند و خبرنامهها را به عنوان نمونهای از این روند ذکر کرد.
دانی تران، مدیر BITKRAFT Ventures، گفت که او همچنین شاهد افزایش بیشتر “جوامع علاقهمند گوشهای” در بازی است و Superbloom، یک استودیوی بازی که مخاطبان کمتر نشان داده شده را هدف قرار میدهد، به عنوان مثال ذکر کرد.
او گفت: «با نگاهی به آینده، پر جنب و جوشترین جوامع اجتماعی آنهایی خواهند بود که حول تجربیات تعاملی ساخته شدهاند.»
دیلون از Maveron به این موضوع اضافه کرد. او گفت: «برندگان پلتفرمهایی خواهند بود که صمیمیت، کاربرد و خلاقیت را در یک اکوسیستم ترکیب میکنند. آنها شبیه شبکههای اجتماعی سنتی نخواهند بود. آنها مانند محیطهای چندنفرهای خواهند بود که در آن افراد میتوانند به طور همزمان بسازند، بخرند و تعلق داشته باشند.»
یا، همانطور که نقوی بیان کرد: مردم “ابزارهایی را میخواهند که به آنها کمک کند به یاد بیاورند چرا آنلاین بودن در وهله اول سرگرمکننده بود.”



