استارتاپ

شکست استارتاپ Ÿnsect؛ پایان رؤیای پرورش حشرات در فرانسه

استارتاپ فرانسوی “ینسکت” زمانی مورد توجه قرار گرفت که رابرت داونی جونیور، بازیگر مشهور فیلم “آیرون من”، در برنامه لِیت شو در آخر هفته سوپربول سال ۱۳۹۹ از مزایای این شرکت صحبت کرد. اما اکنون، نزدیک به چهار سال بعد، این شرکت پرورش حشره وارد مرحله تصفیه قضایی شده است؛ یعنی به خاطر ناتوانی در پرداخت بدهی‌ها عملاً ورشکست شده است.

سقوط این شرکت چندان هم غافلگیرکننده نبود، چرا که ماه‌ها با چالش‌های مختلف دست و پنجه نرم می‌کرد. با این حال، سوالات بسیاری درباره این مطرح است که چگونه یک استارتاپ می‌تواند با وجود جذب بیش از ۶۰۰ میلیون دلار سرمایه، از جمله سرمایه‌گذاری رابرت داونی جونیور، منابع عمومی و بسیاری دیگر، ورشکست شود.

در نهایت، “ینسکت” نتوانست جاه‌طلبی خود برای “انقلاب در زنجیره تأمین غذا” با پروتئین حشرات را محقق کند. اما شکست آن را نباید صرفاً به احساس چندش‌آور بسیاری از مردم غرب نسبت به حشرات نسبت داد. غذای انسان هرگز تمرکز اصلی این شرکت نبود.

در واقع، تمرکز “ینسکت” بر تولید پروتئین حشرات برای خوراک دام و غذای حیوانات خانگی بود؛ دو بازاری که از نظر اقتصادی و حاشیه سود بسیار متفاوت هستند و شرکت هیچ‌گاه به‌درستی میان آنها انتخاب نکرد.

این دودلی حتی در استراتژی تملک شرکت‌ها هم دیده می‌شد. “ینسکت” در سال ۱۴۰۰ شرکت هلندی Protifarm را خرید که تولیدکننده لاروهای خوراکی برای انسان بود و یک بازار سوم را به فعالیت‌هایش افزود. حتی هنگامی که شرکت این معامله را اعلام کرد، آنتوان هیوبرت، مدیرعامل وقت، نیز اذعان داشت چند سالی طول می‌کشد تا غذای انسان فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد از درآمد “ینسکت” را تشکیل دهد.

هیوبرت آن زمان اظهار داشت: «ما همچنان انتظار داریم غذای حیوانات خانگی و خوراک ماهی بیشترین سهم را در درآمد ما طی سال‌های آینده داشته باشد.» به عبارت دیگر، “ینسکت” در بازه‌ای که به‌شدت به رشد درآمد نیاز داشت، شرکتی را خرید که بازارش تا مدت‌ها برایش اهمیت زیادی نداشت.

و مشکل اصلی، درآمد بود. بر اساس داده‌های موجود، درآمد اصلی “ینسکت” در سال ۱۴۰۰ به ۱۷.۸ میلیون یورو (حدود ۲۱ میلیون دلار) رسید؛ رقمی که گفته می‌شود از طریق جابجایی‌های داخلی بین شرکت‌های وابسته بزرگ‌تر جلوه داده شده بود. تا سال ۱۴۰۲، این شرکت با زیان خالص ۷۹.۷ میلیون یورو (۹۴ میلیون دلار) مواجه شد.

پس چگونه شرکتی با چنین درآمد اندکی موفق شد بیش از ۶۰۰ میلیون دلار جذب کند؟ پاسخ آن نه در موج هیجان و سرمایه‌گذاری‌های اغراق‌شده سال ۱۴۰۰، بلکه در جذب سرمایه‌گذارانی با رویکرد اجتماعی چون Astanor Ventures و بانک سرمایه‌گذاری عمومی Bpifrance بود که به چشم‌انداز پایداری شرکت باور داشتند.

پیام شرکت به سرمایه‌گذاران ساده بود؛ ارائه جایگزین‌هایی برای پروتئین‌های پرمصرف از نظر منابع مانند غذای ماهی و سویا. همین رویکرد نیز سرمایه‌ قابل‌توجهی را به سمت رقبایی همچون Better Origin و Innovafeed جذب کرد و نویدبخش به‌نظر می‌رسید.

اما این چشم‌انداز با واقعیت بازار مواجه شد. خوراک دام بازاری کالایی است که توسط قیمت هدایت می‌شود، نه پاداش‌هایی برای پایداری. در بهترین حالت، پروتئین حشرات می‌توانست کاملاً چرخشی باشد و حشرات را با ضایعات غذایی که معمولاً به محل دفن زباله می‌رفت، تغذیه کند. ولی در عمل، تولید صنعتی حشرات معمولاً به محصولات جانبی غلات که همین حالا هم به‌عنوان خوراک دام استفاده می‌شوند متکی می‌ماند؛ بنابراین پروتئین حشرات فقط یک مرحله هزینه‌بر به فرایند اضافه می‌کرد. برای بازار خوراک دام، معادله اقتصادی اصلاً منطقی نبود.

“ینسکت” این موضوع را دریافت. غذای حیوانات خانگی اما شرایط متفاوتی داشت: این بازار کمتر به قیمت حساس بود و فرصت بسیار بهتری برای پروتئین حشرات فراهم می‌کرد، حتی با وجود رقابت با پروتئین‌های جایگزین دیگر مانند گوشت آزمایشگاهی. تا سال ۱۴۰۲، شرکت راهبرد خود را بر غذای حیوانات خانگی و بخش‌هایی با حاشیه سود بالاتر متمرکز کرد و هیوبرت نیز به فشارهای اقتصادی گسترده‌تر اشاره کرد.

هیوبرت آن زمان گفت: «در شرایطی که افزایش قیمت انرژی و مواد خام و همچنین هزینه سرمایه و بدهی را داریم، نمی‌توانیم منابع زیادی را صرف بازارهایی کنیم که بازدهی کمتری دارند (خوراک دام)، در حالی که بازارهایی وجود دارد که تقاضا، بازده و حاشیه سود بالاتری دارند.»

اما تغییر جهت به غذای حیوانات خانگی در سال ۱۴۰۲ خیلی دیر انجام شد. تا آن زمان “ینسکت” وارد سرمایه‌گذاری عظیم و سرمایه‌بری شده بود که نهایتاً شرکت را به ورطه سقوط کشاند. این سرمایه‌گذاری «ینفرم» بود؛ یک «گیگافکتوری» در شمال فرانسه که شرکت از آن با عنوان «گران‌ترین مزرعه حشره دنیا» یاد می‌کرد. این تأسیسات با هدف تولید انبوه حشرات ساخته شد و صدها میلیون سرمایه را جذب کرد؛ مبلغی که برای کسب‌وکاری خرج شد که هنوز مدل درآمدی و سودآوری آن اثبات نشده بود.

برای راه‌اندازی “ینفرم”، “ینسکت” از شانکار کریشنا مورتی، مدیر اجرایی پیشین شرکت انرژی فرانسوی Engie، دعوت به همکاری کرد. زمانی که تغییر مسیر به غذای حیوانات خانگی نیز نتوانست شرکت را نجات دهد، کریشنا مورتی جایگزین هیوبرت به عنوان مدیرعامل شد.

“ینسکت” سپس کارخانه تولیدی خریداری‌شده از Protifarm را تعطیل و تعدادی از کارکنان خود را اخراج کرد. اما تعطیلی یک سایت عملیاتی و ادامه فعالیت گیگافکتوری برای بازاری که اشتباه انتخاب شده بود، نتوانست مشکل اساسی را رفع کند.

به گفته استاد جو هسلم، مدرس دوره Scaling Up در برنامه MBA مدرسه بازرگانی IE، «مشکلات “ینسکت” جای تعجب ندارد و ربطی به موضوع حشرات ندارد. این مسائل نتیجه عدم هماهنگی میان بلندپروازی‌های صنعتی، بازار سرمایه و زمان‌بندی است که با برخی تصمیمات اجرایی و استراتژیک پیچیده‌تر شد.»

اینکه “ینسکت” شکست خورد، به این معنا نیست که کل صنعت پرورش حشرات محکوم به شکست است. رقیبی مثل Innovafeed ظاهراً شرایط بهتری دارد، بخشی به این دلیل که با یک سایت تولید کوچکتر شروع کرد و به‌تدریج ظرفیت خود را افزایش داد.

از نظر پروفسور هسلم، ماجرای “ینسکت” نمونه‌ای از یک مشکل بزرگتر اروپایی است. «ینسکت یک نمونه مطالعاتی در مورد شکاف مقیاس‌پذیری در اروپاست. ما پروژه‌های جاه‌طلبانه را تأمین مالی می‌کنیم اما پول کافی به کارخانه‌ها نمی‌دهیم. ما از ابتکارات کوچک استقبال می‌کنیم اما صنعتی‌سازی را رها می‌کنیم. به نمونه‌هایی مثل Northvolt (شرکت باتری‌سازی سوئدی با مشکل)، Volocopter (استارتاپ تاکسی هوایی آلمانی) و Lilium (شرکت تاکسی پرنده آلمانی شکست‌خورده) نگاه کنید.»

این شکست باعث واکنش‌هایی شده است. خود هیوبرت نیز Start Industrie را تأسیس کرده؛ انجمنی که خواستار سیاست‌هایی برای حمایت از استارتاپ‌های صنعتی فرانسوی است و نشانه این است که اروپا برای ساخت نسل جدید شرکت‌های عمیق‌فناوری، به چیزی بیش از صرفاً تأمین مالی نیاز دارد.

علیرضا

علیرضام، یه عشق تکنولوژی که همیشه دنبال خبرای جدید و داغ دنیای دیجیتال می‌گرده

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا