هوش مصنوعی

نگرش تازه به هوش مصنوعی؛ دعوت ساتیا نادلا به بازنگری

چند هفته پس از آنکه واژه “آشغال” به عنوان واژه سال توسط مریام-وبستر انتخاب شد، ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، در مورد آنچه که باید از هوش مصنوعی در سال ۱۴۰۵ انتظار داشت، اظهار نظر کرد.

نادلا در سبک فکری و کلاسیک همیشگی خود، در وبلاگ شخصی‌اش نوشت که می‌خواهد نگاه ما به هوش مصنوعی را از “آشغال” بودن تغییر دهد و آن را به عنوان “دوچرخه‌ای برای ذهن” ببینیم.

او نوشت: «یک مفهوم جدید که ‘دوچرخه‌ای برای ذهن’ را گسترش می‌دهد، به گونه‌ای که ما همواره هوش مصنوعی را به عنوان داربستی برای شکوفایی پتانسیل انسانی ببینیم، نه جایگزینی برای آن.»

او ادامه داد: «ما باید از بحث‌های بین آشغال بودن و پیچیدگی فراتر برویم و به تعادل جدیدی درک نظری ذهن برسیم؛ تعادلی که در آن انسان‌ها با داشتن این ابزارهای تقویت‌کننده ذهنی جدید، بتوانند بهتر با یکدیگر ارتباط برقرار کنند.»

در واقع اگر به گفته‌های او دقت کنیم، نادلا نه تنها ما را تشویق می‌کند که محتوای تولیدشده توسط هوش مصنوعی را آشغال تصور نکنیم، بلکه از صنعت فناوری می‌خواهد دست از صحبت درباره جایگزینی انسان با هوش مصنوعی بردارد و بیش‌تر به عنوان ابزاری کمکی برای افزایش بهره‌وری انسان‌ها به آن نگاه کند.

اما مشکل این نگاه اینجاست: بخش زیادی از بازاریابی نمایندگان هوش مصنوعی، روی ایده جایگزینی نیروی کار انسانی تأکید می‌کند تا قیمت‌گذاری و توجیه هزینه آن را توضیح دهد.

در همین حال، برخی از چهره‌های مهم حوزه هوش مصنوعی نسبت به موج بیکاری انسانی ناشی از این فناوری هشدار داده‌اند. برای مثال، داریو آمودی، مدیرعامل آنتروپیک، در اردیبهشت ماه اعلام کرد که هوش مصنوعی می‌تواند نیمی از شغل‌های ابتدایی دفتری را از بین ببرد و نرخ بیکاری را طی پنج سال آینده به ۱۰ تا ۲۰ درصد برساند؛ او ماه گذشته نیز در یک مصاحبه تلویزیونی بر این موضوع تأکید کرد.

در حال حاضر اما کاملاً مشخص نیست که این آمارهای نگران‌کننده تا چه حد واقعیت دارند. همان‌طور که نادلا اشاره کرده، بیشتر ابزارهای هوش مصنوعی امروزی به جای جایگزینی با نیروی کار، توسط همان کارکنان مورد استفاده قرار می‌گیرند (البته تا زمانی که فرد اشکالات محتوای تولید شده توسط هوش مصنوعی را بررسی کند).

یکی از مطالعات پژوهشی که زیاد به آن استناد می‌شود، پروژه یخچالی موسسه MIT است که تلاش دارد تأثیر اقتصادی ورود هوش مصنوعی به بازار کار را بسنجد. این پروژه تخمین زده است که هوش مصنوعی اکنون می‌تواند تقریباً ۱۱.۷ درصد از کارهای حقوق‌بگیر انسانی را انجام دهد.

در حالی که این موضوع اغلب طوری گزارش می‌شود که هوش مصنوعی نزدیک به ۱۲ درصد مشاغل را می‌تواند جایگزین کند، این پروژه در واقع میزان بخشی از وظایف شغلی را که به هوش مصنوعی واگذار می‌شوند، محاسبه کرده و سپس دستمزدهای مرتبط با آن کارها را برآورد می‌کند. جالب اینکه به برخی کارهای نمونه‌ مانند انجام خودکار امور اداری برای پرستاران و نوشتن کد کامپیوتری توسط هوش مصنوعی اشاره شده است.

البته این به معنی عدم وجود مشاغلی نیست که به شدت تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار گرفته باشند. به گفته یک منبع به نام Blood in the Machine، گرافیست‌های شرکتی و بلاگرهای بازاریابی دو نمونه از این افرادند. همچنین آمار بیکاری میان برنامه‌نویسان تازه فارغ‌التحصیل و جونیور نیز بالاست.

اما از طرفی واقعیت این است که هنرمندان، نویسندگان و برنامه‌نویسان ماهر با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، نسبت به کسانی که مهارت ندارند، کارهای بهتری تولید می‌کنند. هوش مصنوعی هنوز نمی‌تواند خلاقیت انسانی را جایگزین کند.

بنابراین جای تعجب نیست که ورود به سال ۱۴۰۵ مصادف شده با انتشار داده‌هایی که نشان می‌دهد مشاغلی که هوش مصنوعی در آنها بیشترین پیشرفت را داشته، در حقیقت رشد داشته‌اند. گزارش اقتصادی سال ۱۴۰۵ شرکت ونگارد نشان داد که تقریباً ۱۰۰ شغل با بیش‌ترین میزان در معرض خودکارسازی توسط هوش مصنوعی، در واقع از نظر رشد شغلی و افزایش واقعی دستمزد از بقیه بازار کار موفق‌تر بوده‌اند.

این گزارش نتیجه می‌گیرد که کسانی که به صورت ماهرانه از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، خود را ارزشمندتر می‌کنند، نه قابل جایگزینی.

نکته جالب این است که خود مایکروسافت در سال گذشته به گسترش روایت «هوش مصنوعی جای شغل ما را می‌گیرد» کمک کرد. این شرکت در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۵ هزار نفر را اخراج کرد، در حالی که سال مالی گذشته خود را (که تا تیرماه ادامه داشت) با درآمد و سود رکوردشکن به پایان رساند و موفقیت با هوش مصنوعی را به عنوان یک دلیل برشمرد. نادلا حتی یادداشت عمومی درباره اخراج‌ها پس از این نتایج منتشر کرد.

او به صراحت نگفت که افزایش بهره‌وری داخلی ناشی از هوش مصنوعی منجر به تعدیل نیرو شده است. اما گفت که مایکروسافت باید «مأموریت خود را برای عصری جدید از نو تصور کند» و «تحول هوش مصنوعی» را به عنوان یکی از سه هدف اصلی شرکت در این دوره نام برد (دو هدف دیگر امنیت و کیفیت بودند).

واقعیت درباره از دست رفتن مشاغل نسبت داده شده به هوش مصنوعی در سال ۱۴۰۴ پیچیده‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. طبق گزارش ونگارد، این موضوع بیش‌تر به عملکردهای عادی تجاری ارتباط داشت، مانند توقف سرمایه‌گذاری در بخش‌های کند و تمرکز روی حوزه‌های رشد، تا بهره‌وری داخلی ناشی از هوش مصنوعی.

البته انصاف حکم می‌کند که مایکروسافت تنها شرکتی نبود که در حالی که بر هوش مصنوعی تمرکز می‌کرد، دست به اخراج نیروی کار زد. فناوری هوش مصنوعی در سال ۱۴۰۴ تقریباً مسئول اخراج ۵۵ هزار نفر در آمریکا بود، بر اساس پژوهش شرکت Challenger, Gray & Christmas که توسط منبع گزارش شده است. در این گزارش به اخراج‌های گسترده سال قبل در شرکت‌هایی مانند آمازون، سیلزفورس و مایکروسافت و سایر شرکت‌های فناوری با محوریت هوش مصنوعی اشاره شده است.

و از حق نگذریم، بعضی از ما که وقت زیادی را در شبکه‌های اجتماعی صرف خندیدن به میم‌ها و ویدیوهای کوتاه تولیدشده توسط هوش مصنوعی می‌کنیم، شاید بگوییم «آشغال» بودن هم یکی از سرگرم‌کننده‌ترین (اگر نگوییم بهترین) کاربردهای هوش مصنوعی است.

علیرضا

علیرضام، یه عشق تکنولوژی که همیشه دنبال خبرای جدید و داغ دنیای دیجیتال می‌گرده

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا